ورود آقایان ممنوع


- چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟

۱٫ از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند.

۲٫ مگه ما روی زمین مرد هم داریم.

۳٫ وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد.

۴٫ حالا چه عجله ایه؟

- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
۱٫ هدف خاصی نبود.
۲٫ گل اضافی بود.
۳٫ نسخه آزمایشی بود.
۴٫ اصلا کار خدا نبود.


- اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
۱٫ چیز خاصی نمی آفرید
۲٫ پیراشکی
۳٫ خروس دریایی
۴٫ فضای خالی


- اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
۱٫ مگه قراره اتفاقی بیافته؟
۲٫ خارشتر کویر لوت که آفت نداره.
۳٫ اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد.
۴٫ یه هیولا کمتر، دنیا قشنگتر.


- چه وقت مردها عاشق می شوند؟
۱٫ چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
۲٫ هر وقت مامانشون بگه.
۳٫ چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند.
۴٫ یک روز از همین روزا!


- مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
۱٫ در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند.
۲٫ جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه.(قانون ۴ نیوتن)
۳٫ بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
۴٫ رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.


- مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟
۱٫ فنر با ثابت بالا
۲٫ پارچه استرژ
۳٫ یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته.
۴٫ کش تیرو کمان

http://stealthebandwagon.mu.nu/archives/little%20girl1.jpg
- مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
۱٫ هر شب
۲٫ هر وقت که خدا بخواد.
۳٫ هر وقت تست استرون بگه.
۴٫ سایکل تایم خاصی ندارند.


- مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
۱٫ اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
۲٫ تمام تلاششون رو می کنن که بتونن ۱ کاری بکنن!
۳٫ به مامانشون می گن که ۱ کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
۴٫ می رن کلاس آمادگی جسمانی!


- وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
۱٫ چیزی نمی گن چون وقت عمله
۲٫ وقت نمی کنن چیزی بگن
۳٫ اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه.
۴٫ در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ *** نمی فهمه که اونا چی می گن.


- مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
۱٫ با دست
۲٫ با تور
۳٫ با چنگول
۴٫ با زبون


- معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
۱٫ هر که پیش آمد خوش آمد.
۲٫ به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
۳٫ ده بیست سی چهل

۴٫ به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز ۱ مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد.

http://www.orkutbuddy.com/albums/dolls/doll_20_9_.gif


با تشکر فلفل

مردی به من نشان بده !!!



http://image.farsmod.com/images/42060360975519560208.jpg

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” چندی خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!”

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:”زهرمار!”
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !!!

عاشق شدن؟آهسته…آهسته!

280358.jpg

شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمی‌ترین مفهوم بشری یاد کنیم و حتی ممکن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم که بشود آنها را عشق تلقی کرد.
عشق از آن واژه‌هایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کرده‌اند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یکی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی لزوما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.
اصغر فروع‌الدین‌عدل، دکترای روان‌شناسی و خانواده‌درمانگر در این باره می‌گوید: عشق؛ احساس‌ یا هیجان مثبتی است که اگر انسان تجربه‌اش کرده باشد، آن را دوست دارد. انسان‌ها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت می‌برند، چرا که هیجان عشق خوشایند است. برخی عشق را یک پدیده ناسالم می‌دانند و فکر می‌کنند این مقوله فرا رفتن یا خارج شدن از هنجارهاست، اما باید گفت که هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم. انسان‌ها دوست ندارند تنها باشند و این حس انسان را از تنهایی می‌رهاند، چرا که تنهایی احساس ناامنی به ما می‌دهد، ولی با کسی بودن و حتی فکر با کسی بودن به ما آرامش می‌دهد. نیاز به صمیمیت و ارضای نیاز‌های عاطفی ما را به سمت ارتباط با افراد می‌کشاند.
عدل می‌افزاید:
بخش روانی انسان از تفکر و هیجان و رفتار تشکیل شده است و در عشق این سه با هم به شکل پیچیده‌ای ترکیب شده‌اند و کار می‌کنند. هم جنبه‌های شناختی و فکری و هم جنبه‌های هیجانی و هم ابعاد رفتاری عشق بشدت این سه حوزه را درگیر می‌کند و زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
ما وقتی می‌توانیم عاشق شویم که با احساس‌های خودشیفتگی و خودفریفتگی‌مان کنار بیاییم و بر آنها غلبه کنیم تا بتوانیم به کسی فکر کنیم و او را وارد زندگی خود کنیم. اگر می‌خواهیم عشق سالم داشته باشیم باید بتوانیم تنها هم زندگی کنیم. انسانی که می‌تواند تنها زندگی کند و با تنهایی خود کنار بیاید، بهتر می‌تواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر کسی تنهایی برایش یک فاجعه باشد، ممکن است در رابطه عاشقانه‌ای ناسالم وارد شود.
دکتر عدل، عشق را قابلیت درونی اهدای بخشی از وجود خود به افراد یا حتی به عقاید و آرمان‌ها به جای خودخواهی و حفظ همه چیز برای خود می‌داند. در این تعریف عشق فراتر از انسان‌ها رفته و ممکن است انسان عاشق یک آرمان یا عقیده باشد.
جنبه‌های جذابیت
وقتی صحبت از عشق و دوست داشتن می‌شود یعنی دو نفر به طرف هم جذب می‌شوند. جذب افراد به هم دارای جنبه‌هایی است که هر چه در انسان‌ها بیشتر باشد احتمال جذب شدن آنها به هم بیشتر خواهد بود.
عدل این جنبه‌ها را این‌گونه می‌شمرد:
اول، جذابیت جسمانی: دو فرد باید برای هم جذابیت ظاهری داشته باشند که این جذابیت لزوما زیبایی نیست، ممکن است فردی که زیبا نیست به دل فردی بنشیند و به اصطلاح دلنشین باشد. انسان‌ها به افرادی که برایشان جذابیت جسمانی دارند بدون این‌که اطلاعات دیگری از آنها داشته باشند، ویژگی‌های مثبت‌تری را نسبت می‌دهند و بیشتر به سمت آنها جذب می‌شوند.
دوم، مجاورت: انسان‌هایی که در یک منطقه زندگی می‌کنند، احتمال این‌که به هم علاقه‌مند شوند بیشتر است. اشتراک در محل زندگی، محل تحصیل، محل کار با تعداد دیدارها و برخوردها و امکان علاقه‌مند شدن رابطه مستقیم دارند. البته امروز با وجود اینترنت و… این جنبه تحت‌تاثیر قرار گرفته است اما با این حال باز هم از جنبه‌های جذابیت محسوب می‌شود.
سوم، شباهت: هرچه انسان‌ها از لحاظ جسمی، عاطفی، اخلاقی، عقیدتی، هوشی، فرهنگی و… شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند به احتمال بیشتری جذب همدیگر خواهند شد.
جنبه‌های دیگری نیز نظیر باکفایتی، باهوشی، جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالا، طی کردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارت‌های شنیدن، محبوبیت و دلنشینی و گاهی متفاوت بودن هم می‌تواند در جذابیت‌تاثیر داشته باشد.
چند نکته راجع به عشق
عشق ویژگی‌هایی دارد که در همه مشترک است و به قول دکتر عدل این ویژگی‌ها عبارتند از:
۱ـ دلبستگی و نیاز به یکدیگر (زندگی بدون او برایم سخت است).
۲ـ اهمیت داشتن (حاضرم هر کاری برایش انجام دهم).
۳ ـ ایجاد تحمل برای خطاهای یکدیگر (با این که از کارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را می‌بخشم).
۴ـ اعتماد و امنیت به‌طوری که می‌تواند رازهایش را برای او بگوید (من هر حرفی را به او می‌گویم و در کنارش احساس امنیت می‌کنم).
به گفته این روان‌شناس، اینها ویژگی‌هایی است که وقتی عاشق می‌شویم در ما ایجاد می‌شود. اما به غیر از این ویژگی‌ها عاشق شدن در ما احساس‌های مثبت و منفی نیز ایجاد می‌کند که می‌توان احساس‌های مثبت را مانند شادی و شور و نشاط که معمولا در اوایل عاشق شدن اتفاق می‌افتد، تجربه کرد و احساس‌های منفی نیز مثل دلتنگی و بی‌قراری و عدم تمرکز بر کار و درس و… گاهی نیز احساس‌های دوسوگرا و متناقض مثل عشق و نفرت که بیشتر در زن‌ها پیش می‌آید اتفاق می‌افتند.
عدل می‌گوید: معمولا افراد عشقشان را به این اشکال به هم ابراز می‌کنند؛ ابراز محبت، تبادل پاداش‌ها و کارهایی که برای هم می‌کنند، حمایت‌های عاطفی و اخلاقی و صبر و تحمل در قبال کارهای ناخوشایند طرف مقابل. با این حال با توجه به معانی و تعابیری که ما از عشق داریم، می‌توانیم با این خطرات نیز مواجه شویم که شامل هوس، درگیر شدن با فرد نامتناسب، ندیدن عیوب، ماجراجویی، تبدیل کردن رابطه به یک درام و ادامه دادن رابطه به رغم بدرفتاری‌های طرف مقابل می‌شود.

http://farshadweb-com.persiangig.com/Fun/20.jpg

عشق‌های ناسالم
دکتر عدل اظهار می‌کند که بیشتر عشق‌ها ناسالم است. به دلیل این‌که بیشتر آدم‌ها گره‌ها و کمبودهایی در درون خود دارند که باعث افتادن آنها در روابط ناسالم می‌شود.
در عشق‌های ناسالم ابراز عشق یا نیاز فرد نسبت به رابطه بسیار شدید است. عشق‌های زودهنگام و شدت یافته معمولا مشکل ایجاد می‌کنند.
فردی که فکر می‌کند اگر معشوق کسی نشود، بسیار بدبخت و بیچاره است معمولا گرفتار عشق‌های ناسالم می‌شود.
فردی که به طرف مقابلش حکم می‌کند که تو باید فقط عاشق من باشی و نمی‌توانی حتی به اشیا یا فعالیت‌های خود عشق بورزی نیز عشقی ناسالم را تجربه خواهد کرد.
عدل همچنین ادامه می‌دهد: عشق بی‌قید و شرط به طوری که (هر کاری کردم باید مرا دوست داشته باشی)، عکس‌العمل‌های تند در مواقعی که با عدم عشق متقابل روبه‌رو می‌شویم، سیری ناپذیری در انتخاب عاشق و معشوق به طوری که فرد به یک نفر اکتفا نکند، ناتوانی در عشق ورزیدن به‌طوری که فرد به‌‌رغم داشتن عشق نتواند آن را به شکل مناسب ابراز کند، ترس از پذیرفته نشدن و این تفکر که من ارزش عشق را ندارم، ترس از وابستگی، اجبار در عشق متقابل به این صورت که (چون من عاشق توام پس تو نیز باید عاشق من باشی)، جلب ترحم و دلسوزی در رابطه مثلا با مریض جلوه دادن خود، توسل به تهدید در اجبار فرد به ایجاد رابطه مثل تهدید به خودکشی و… خواسته من به خواسته‌های تو و دیگران ارجحیت دارد (باید همیشه مرا در اولویت قرار دهی) و من همیشه مهم‌ترین فرد در زندگی تو هستم همه اینها از مصادیق عشق‌های ناسالم است.
این روان‌شناس، ریشه عشق‌های ناسالم را در بچگی و روابط ما با والدینمان می‌داند و اضافه می‌کند: وقتی نیاز‌های ما در رابطه با والدین بخوبی ارضا نشود و محبت کافی ندیده باشیم، به‌طور ناخودآگاه عشق به والدین را در بیرون جستجو می‌کنیم و می‌خواهیم کمبودها و معایبی که در روابط با والدینمان داشته‌ایم، در روابط عاشقانه خود جبران کنیم. رابطه‌ بین ما و والدینمان دلبستگی است. دلبستگی یک اتفاق است که بین کودک و مراقب مستقیمش که معمولا مادر است، می‌افتد. این دلبستگی می‌تواند به اشکال مختلف باشد و نسبت به شکل آن در ما مشکلاتی ایجاد کند یا باعث رشد ما شود.
عدل انواع دلبستگی را این‌گونه توضیح می‌دهد:
دلبستگی ایمن: وقتی ما با والدین خود دلبستگی ایمن پیدا می‌کنیم که محبت و مراقبت و صمیمیت و اعتماد بین ما برقرار است و والدین تمام نیاز‌های عاطفی کودک خود را ارضا می‌کنند (البته این روند در سنین مختلف متفاوت است و تقریبا تا ۲ سالگی به تمام نیاز‌ها باید پاسخ مثبت داد و بعد از آن شکل پاسخ به نیاز‌ها متفاوت می‌شود) در این حالت ما در بزرگسالی به‌طور مناسبی وارد روابط می‌شویم، چرا که با والدین خود مشکلی در زمینه دلبستگی نداریم.
دلبستگی دوری جو: اما اگر والدین پر توقع، بی‌اعتنا و عیب‌جو داشته باشیم در روابط خود نیز دچار شک و تردید به محبت و احساس افراد می‌شویم، چرا که همواره به احساس والدین خود نیز نسبت به خودمان مشکوک بوده‌ایم.
دلبستگی مقاوم: اگر والدین غیرقابل پیش‌بینی و غیرمنصف باشند، احساس‌های شدید که در پس آن حسادت و ترس و خشم است در بزرگسالی حاصل می‌شود.
هرگونه مشکلی در روابط ما با والدینمان در دوران بچگی روی روابط ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارد. اگر کسی در ارتباط عاشقانه‌اش دچار مشکل است، باید ارتباطش را با والدینش در کودکی و بزرگسالی بررسی کند و مشکلات را حل کند، حتی گاهی نیاز به روان‌درمانی و بررسی گره‌های روحی در خردسالی لازم می‌شود که باید از یک متخصص کمک گرفت.
باورهای غلط و عشق‌های بی‌سرانجام

http://up.alamto.com/m/img/maghz-ashegh-1.jpg

دکتر عدل می‌گوید: بسیاری از افراد درباره عشق اشتباه فکر می‌کنند و باورهای غلطی در مورد آن دارند که باعث بروز مشکل در روابط آنها می‌شود که برخی آنها عبارتند از:
۱ـ عشق حقیقی بر همه چیز فائق می‌آید. (عشق که باشد همه چیز مهیاست و هر اختلافی را می‌توان حل کرد).
۲ـ عشق در نگاه اول. (من با اولین نگاه عاشق او شدم).
۳ـ عشق فقط یک بار. (فقط یک فرد وجود دارد که نیمه گمشده من است و اگر رابطه‌ام با معشوقم به هم بخورد دیگر کسی نیست که بتوانم با او ارتباط برقرار کنم).
۴ـ معشوق مسوول برآورده کردن همه نیازهاست. (معشوق من باید تمام نیازهای من را بر طرف کند و باید جای همه کس را برایم در زندگی پر کند، به‌طوری که من دیگر نیازی به دوست و خانواده و… نداشته باشم).
۵ ـ جاذبه جنسی همان عشق است.
این روان‌شناس می‌گوید: برخی عشق‌ها بی سر انجامند مثل عشق نابرابر و یکطرفه. عاشق توانایی‌های بالقوه شدن (فردی که با هوش است ولی بیکار)، عشق به عنوان نجات طرف مقابل (عاشق افراد ناتوان شدن برای کمک به آنها مثل یک فرد معتاد)، عشق به عنوان معلم و شاگردی (یادگیری یک طرفه از یک فرد)، عشق به دلایل بیرونی (تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی)، عشق با حداقل تفاهم (بدون هیچ چیز مشترک)، انتخاب براساس کمبودهای روابط قبلی (مقایسه با رابطه‌های قبلی)، عشق بدون دسترسی به معشوق (عاشق کسی شدن که در کشور دیگری زندگی می‌کند)، این عشق‌ها به احتمال زیاد به سرانجام نمی‌رسند و افراد را دچار مشکلات متعددی در روابط و زندگی می‌کنند.
وقتی به عشق فکر می‌کنیم همیشه داستان‌های زیبا و افسانه‌های عاشقانه به یادمان می‌آید، اما باید به یاد داشته باشیم که عشق در زندگی واقعی با عشق در فیلم‌ها و داستان‌ها متفاوت است و ممکن است گاهی زندگی ما را بسیار لذت‌بخش یا بسیار زجرآور کند، پس کمی آهسته‌تر و محتاط‌تر در مسیر پر خطر عشق گام برداریم.

http://www.m0ri.com/upload/98c1532f896f3b9755c5bb210fed51b2.gif

عکس هایی از کارهای وحشیانه شیطان پرستان احمق

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)
www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)
www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)

www.taknaz.ir عکسهایی از رسوم عجیب شیطان پرستان (18+)


نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

موضوع: نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

والدین امروزی و بخصوص مادران حساسیت زیادی درباره درس خواندن و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان نشان می دهند. بسیاری از خانواده هایی که فرزندان با هوش و درس خوانی دارند سعی می کنند از تهیه هیچ نوع امکاناتی دریغ نکنند.

خانواده هایی که فرزندانشان به هر دلیل اهل درس و مدرسه نیست برای جبران کمبودهای انگیزشی پول خرج کردن برای معلم خصوصی و آموزشگاه و انواع و اقسام کتاب ها را ساده ترین راه می پندارند. هم والدین گروه اول و هم والدین گروه دوم بیشترین فشار را بر روی فرزندان متمرکز ساخته و به اقداماتی یک طرفه روی می آورند.

نقش خانواده در ایجاد لذت یادگیری چیست چرا کودک 6 ـ 5 ساله مشتاق یادگیری وقتی به سنین بالاتر می رسد شوق و انگیزه خود را از دست می دهد آیا این امر به دلیل تاثیر عوامل خارج از خانواده است

خانواده به ویژه در سنین حدود 2 تا 10 سالگی مهارت هایی به کودک می آموزد که در رابطه با کارهای آموزشگاه نقش اساسی دارند. این مهارت ها عبارتند از : زبان توانایی یادگیری از بزرگسالان جنبه هایی از نیاز به پیشرفت عادت به کار کردن و توجه به وظایف . اگرچه خانواده ها در آموزش این مهارت ها به کودکان تفاوت دارند اما نتیجه کار بعضی خانواده ها در ایجاد این مهارت ها و توانایی های دیگر فوق العاده است .

● چه نوع خانواده هایی در ایجاد شوق یادگیری و مهارت های تحصیلی موثرتر عمل می کنند ؟

خانواده های ایرانی نقش خود را درباره کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان در دو نکته خلاصه می کنند :

1) تهیه و تدارک امکانات

2) همراهی با فرزندشان در درس خواندن آن چه در این میان نادیده گرفته می شود نقش سطح فکری والدین در محیط خانه است .

فرزندان شما بیش از تدارک امکانات و کنترل تحصیلی به والدینی نیاز دارند که با ارتقای دانایی ها و یادگیری های خود به ارتقای سطح فکری خانواده کمک کنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تیزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طریق ممکن مهم نیست .

چنین فرزندی در محیطی بهتر رشد می کند که مستعد و بالنده باشد. پدر و مادری که برای یادگیری فرزندان شان هر سختی و زحمتی را به جان می خرند ولی برای یادگیری خودشان تلاشی نمی کنند در واقع به فرزندشان لطمه می زنند.

باور کنید که شوق یادگیری و استعداد تحصیلی بسیاری از دانش آموزان به دلیل عدم وجود محیط مساعد فرهنگی در خانواده شکوفا نمی شود و یا به حداکثر شکوفایی نمی رسد. عکس بسیاری از والدینی که ادعا دارند برای پیشرفت تحصیلی فرزندشان همه نوع امکانات مورد نیاز را فراهم آورده اند به اصطلاح چیزی کم نگذاشته اند در ارتقای سطح فرهنگ خانواده بسیار سهل انگارند.

بزرگترین کاستی و قصوری که می تواند متوجه والدین یک دانش آموز باهوش باشد آن نیست که برای او کامپیوتر نخرند و یا سایر خواسته هایش را نتوانند اجابت کنند بلکه این است که با سهل انگاری ها و ناشی گری های خود سطح فکر خانواده را پایین آورند.

پژوهش های بسیاری نشان داده اند که آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانه انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده توانایی های کلامی و پیشرفت درسی است نه سطح درآمد والدین یا میزان تحصیلات یا سایر خصوصیت های مربوط به پایگاه اجتماعی آنان . والدینی می توانند بهترین و موثرترین سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند که از سطح فکری ـ و نه فقط سطح تحصیلات ـ بالاتری برخوردار باشند. بنابراین نقش پدر و مادر در افت و یا ارتقای سطح فکری و فرهنگی خانواده بسیار مهم است .

والدین چگونه می توانند در این باره تاثیرگذار باشند

از عوامل زیادی در این خصوص می توان نام برد ولی مهم ترین عامل نگرش والدین به یادگیری و دانایی است . وقتی پدر و مادر در حرف و عمل به دانایی احترام بگذارند و وقتی یادگیری به معنای واقعی برای آنان ارزشمند باشد خود به خود رفتارهای آنان در مواجهه با مسایل فکری و تحصیلی فرزندان شان بسیار متفاوت خواهد بود. پدر ومادری که به زور می خواهند در فرزند خود انگیزه تحصیلی ایجاد کنند در واقع نه لذت یادگیری را چشیده اند و نه عطش یادگیری را درک کرده اند.

چگونه امکان پذیر است که پدر و مادری نگرش مثبت واقعی به یادگیری نداشته باشند و بعد بخواهند که فرزندشان به بالاترین حد پیشرفت درسی برسد البته استثناهایی ممکن است وجود داشته باشد ولی این موارد عمومی نیست .

به طور حتم بزرگترین و خطیرترین وظیفه والدین به خصوص در شرایط فعلی آن است که با اصلاح نگرش و رفتارهای خود درباره یادگیری و دانایی به خود و فرزندان و در یک کلام به ارتقای سطح فکری و فرهنگی کل خانواده کمک نمایند. البته این کار راحتی نیست و مهم ترین مانع عادات و رویه های معمول جامعه است اما پدر و مادری که واقعا و به صورت منطقی به سعادت خود فرزندان و خانواده می اندیشند باید گام های تدریجی را در این راه بردارند.

عطش یادگیری و حضور دانایی در محیط خانه کلید خوشبختی خانواده است .

اطمینان داریم که والدین ایرانی دیر یا زود به این واقعیت مهم خواهند رسید. یادگیری فقط نیاز دانش آموزان نیست بلکه نیاز همه انسان ها در همه زمان هاست . عطش یادگیری بسیاری از خلاهای زندگی را پر می کند. احترام به دانایی تفسیر زندگی و ارزش های فردی و اجتماعی را تغییر می دهد. ارتقای سطح فکری والدین فضای خانه و خانواده را دلنشین و منطقی تر می سازد.

● نقش مادران در یادگیری

نقش مادر به خصوص در شرایطی که پدران حضور کمتری در خانه دارند در سطح فکری خانواده مهم تر است . این موضوع شاید خلاف تصور عده ای باشد که در مسایل فکری خانواده نقش پدر را مهم تر می دانند. شاید خود مادران هم تصور نکنند که چقدر در سطح فکری و فرهنگی خانواده می توانند موثر باشند. یادآور می شود که سطح فکری فقط به معنای سطح تحصیلات نیست و عوامل دیگری در این خصوص موثرند.

● مادر چه نقشی در افت و یا ارتقای سطح فکری خانواده دارد

مادران اعم از شاغل و غیرشاغل حضور بیشتری در خانه دارند. از طرف دیگر مادرها بسیار بیشتر از پدرها پیگیر روند تحصیلی فرزندان شان هستند. در دوره ابتدایی که بنیادی ترین سال های تحصیلی را در برمی گیرد بیشتر مادرها نقش کنترل کننده مستمری دارند. به طور معمول پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل می شوند آن هم به عنوان اهرم های فشار خلاصه آنکه حداقل در 10 سال اول زندگی ارتباط مادر با فرزند بیش از هر کسی است و تاثیر مادر در سطح فکری فرزند هم می تواند بیش از هرکسی باشد.

● کدام مادرها سطح فکری فرزندان و خانواده را پایین می آورند

مادرانی که بیشتر وقت آنها پای تلویزیون می گذرد سوژه هایی را در زندگی دنبال می کنند که پیش پا افتاده و غیر مهم است اگر اهل مطالعه باشند در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث می روند و مجلاتی را می خرند که شامل مطالب بی خاصیت و خنثی است بحث ها و گفتگوهای شان با دوستان و همسر و سایرین درباره مسایل روزمره و تکراری است حوصله فکر کردن درباره موضوعات جدی زندگی را ندارند به غذا و پوشاک فرزندشان اهمیت زیادی می دهند مسایل فکری فرزندان را فقط درس و مدرسه خلاصه می کنند و...

اگر بپذیریم که یک فضای مساعد فرهنگی تا چه حد می تواند در رشد فکری کودکان موثر باشد آنگاه باید به رفتارهای مان با تامل بیشتری بنگریم . مادری که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند هیچ یک از سریال های جدی و غیرجدی را از دست نمی دهد با اشتیاق داستان های پیش پا افتاده و الکی فیلم ها و سریال ها را دنبال می کند و به توضیح و تفسیر آنها هم می پردازد چه تاثیر مثبتی می تواند در سطح فکری خانواده برجای بگذارد این مادر چگونه می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که با شوق و رغبت درس هایش را بخواند.

مادری که حوصله مطالعه ندارد و یا مطالعه اش شامل سوژه های غیرجدی است چگونه می تواند توقع فرزندی کتاب خوان داشته باشد مادری که تحصیلات سطح بالایی ندارد و برای ارتقای آن هم تلاشی نمی کند چگونه می تواند به فرزندش توضیح دهد که درس خواندن مهم است مادری که از شرایط فکری و اجتماعی زمانه اطلاعی ندارد و با افکار فرزندش فاصله دارد چگونه می تواند او را درک کند مادری که خورد و خوراک و پوشاک فرزندش دغدغه ای جدی تر از رشد فکری اوست چگونه می تواند به رشد فکری فرزندش کمک کند .

عجیب است که پدرها و مادرها خود با یادگیری غریبه اند و یا به نوعی از آن فرار می کنند اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس بخوانند و در امور تحصیلی از همه پیشی بگیرند. خیلی از والدین حتی این زحمت را به خود نمی دهند که با شیوه های منطقی با درس و مدرسه فرزندان شان برخورد کنند. فقط بر آنچه خود بدان رسیده اند اصرار می ورزند.

حضور یک فرزند با هوش و درس خوان در خانواده که از همان سال های اول تحصیل قابل تشخیص است وظیفه والدین و به خصوص مادر را صد چندان می کند. متاسفانه مادران وظیفه خود را در این می بینند که بالای سر فرزندشان بایستند تا او مشق هایش را بنویسد از او درس بپرسند دیکته بگویند و یا حتی بعضی از کارهای درسی فرزندشان را انجام دهند.

هدف و تمرکز همه این فعالیت ها ـ فرزند ـ است اما این کارها تا چه زمانی می تواند موثر باشد چند درصد از والدین از چنین روش هایی به نتایج موثر و ماندگاری می رسند.

مادرانی که علاقه مند به پیشرفت مستمر و واقعی فرزندشان هستند باید جهت قسمتی از فعالیت ها را به طرف خود برگردانند. مادران باید پا به پای فرزندان پیش روند اما نه در امور درسی بلکه در رشد فکری و فرهنگی .

یک مادر منطقی در وهله اول انتظار خودش را از خود بالا می برد و به آنچه دارد قانع نمی شود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثی اختصاص نمی دهد بلکه در تربیت فرزند وقت هایش را به زمان هایی برای سرگرمی و زمان هایی برای ارتقای اندیشه تقسیم می کند.

نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي فرزندان:       

بشر در دوره اي براي سازگاري با محيط و تسلط بر طبيعت نياز به يادگيري داشته است و لذا هميشه با محرک ها و عوامل محيطي اطراف خود درگير بوده است. با نگاهي به تاريخ گذشته زندگي انسان ها مي ينيم کهاين آموزش ها و يادگيري ها از طريق مشاهده مستقيم صورت گرفته و بصورت غير رسمي به نسلهاي بعدي منتقل شده است.

گرچه هوش بعنوان مؤثرترين عامل در پيش بيني پيشرفت تحصيلي به شمار مي رود اما شناسايي ساير عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي همواره مورد علاقه معلمان ، پژوهشگران و اولياء دانش آموزان بوده است. عليرغم پيشرفتهايي که در شناسايي اين عوامل حاصل شده است هنوز تأثير دقيق هر يک از عوامل روشن نشده است. از جمله عوامل مرثر بر پيشرفت هوش، انگيزه ، شرايط اقتصادي دانش آموزان، وسايل کمک آموزشي و شيوه ها و روشهاي مطالعه دانش آموزان و نقشي است که خانواده در اين زمينه دارد. (عابدي، 1356، ص 10)   

صاحبنظران تعليم و تربيت بر اين عقيده اند که والدين با همکاري و کمک به معلمان در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان خود مي توانند بسيار مؤثر واقع شوند. اين مسئله بخصوص در دوره ابتدايي بسيار حائز اهميت است. خوشبختانه اکثر والدين بر اهميت راهنمايي تحصيلي واقفند و شايد وقت فراواني در اين زمينه صرف مي کنند واي نکته مهم اين است که تا چه حد وظيفه و مسئوليت را صحيح انجام مي دهند. زماني والدين مي توانند به نحو احسن از عهده اين وظيفه برآيند که بدانند چگونه بجاي کمک به دانش آموز ، مانع پيشرفت و باعث سستي و تنبلي او شوند والدين با شناخت بيشتر و آگاهي از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتر مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددی است که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( نظیر دیدگاه های حاکم برجامعه در خصوص تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و...) و عوامل خانوادگی  از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند.

هرچند نمی توان ازنقش تاثیرگذار هوش و استعداد تحصیلی و عوامل محیط اجتماعی غافل شد اما دراین مقاله به بررسی نقش خانواده درتحصیل فرزندان پرداخته ایم .

تعلیم و تربیت ومسائل مربوط به آموزش و پرورش فرزندان از اولویت ها ودل مشغولی های خانواده هائی است که فرزندانی در سنین مدرسه و حتی دانشگاه دارند. بی شک نقش خانواده در موفقیت تحصیلی فرزندان آن چنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست .

خانواده با آن جایگاه برجسته و ممتاز در نظام تعلیم و تربیت به دلایل متعددی می تواند تاثیری شگرف در فعالیت های آموزشی داشته باشد .که مختصرا به آن اشاره می شود.

اول اینکه نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده در پیرشفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود .

دومین نکته ای که باید به آن اشاره نمود نقش حمایتی خانواده است . خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده . سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد . ها ،فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد  .

دلیل سومی که از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان است .در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند.

ریشه بسیاری از افت تحصیلی ها در خانواده

متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری از افت تحصیلی ها و بی انگیزگی های دانش آموزان به تحصیل در درون خانواده ها است. چه بسیارند      دانش آموزانی که از انگیزه های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل ، درس و کتاب بی انگیزه کرده است. نگرش ها و بارو های غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته اند. برخی رفتارهای غلط و نا آگاهی های والدین، انگیزه این مهمترین و اصلی ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است. 

هنگامی که خانواده ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می شوند . وقتی در درون خانه نگرش هاو باور های غلطی درباره تحصیل و علم اموزی در ذهن فرزندان شکل می گیرد . وقتی حمایت خانواده ها از فرزندان در دوره های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است . وقتی محیط های خانوادگی بعضا به محیط های سرد و بی روح مبدل گشته اند و گاها والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه  به حد اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان بدرستی و در جهت مثبت پیش رود .

ارتباط با مدرسه راهکاری مناسب

ار آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند.

اصولا به دو دلیل مهم ارتباط بین مدرسه و خانه توصیه می شود. اول اینکه ارتباط بین این دو نهاد باعث ایجاد یک نوع هماهنگی درهدف ها، روش ها و انتظارات تربیتی و آموزشی بین خانه و مدرسه می شود. حسن این هماهنگی این خواهد بود که از بروز تضاد ها و دوگانگی ها و تعارض ها درامور تحصیلی وخصوصا تربیتی فرزندان که موجب بروزسرخوردگی ،دلزدگی وافسردگی در فرزندان می شودو نتیجه ای جز سردرگمی فرزندان ندارد.جلوگیری می شود.

ارتباط با مدرسه به این دلیل نیز که موجب می کردد تا والدین از وضعیت تحصیلی و نیاز ها ی فرزندانشان بهتر و بیشتر آگاه شوند و اطلاعاتی را بدست آورند که برای ارائه نقش تربیتی بهتر خانواده لازم و ضروری است توصیه می گردد. . برخی والدین به دلیل عدم آشنائی کافی با نیاز های واقعی ویژگی های سنی فرزندانشان در سنین مختلف و عدم اطلاع از وضعیت تحصیلی آنان   نمی توانند نقش های نظارتی و حمایتی خود را به طرز صحیحی اجرا نمایند و نه تنها موجب بروز افت تحصیلی در فرزندان خود می شوند بلکه روز به روز از فرزندان خود نیز به دلیل عدم شناخت کافی از آنان فاصله می گیرند..ارتباط مستمر با مدرسه و شرکت منظم در جلسات انجمن اولیاء و مربیان و شرکت در کلاس های آموزشی مناسب برای آشنائی با ویژگی ها و نیاز های فرزندان در دوره های سنی مختلف  راهکار مناسبی است برای تقویت بعد نظارتی و حمایتی خانواده ها در برابر فرزندان که امیدواریم مورد توجه خانواده ها قرار گیرد .

والدین امروزی و بخصوص مادران حساسیت زیادی درباره درس خواندن و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان نشان می دهند. بسیاری از خانواده هایی که فرزندان با هوش و درس خوانی دارند سعی می کنند از تهیه هیچ نوع امکاناتی دریغ نکنند.

خانواده هایی که فرزندانشان به هر دلیل اهل درس و مدرسه نیست برای جبران کمبودهای انگیزشی پول خرج کردن برای معلم خصوصی و آموزشگاه و انواع و اقسام کتاب ها را ساده ترین راه می پندارند. هم والدین گروه اول و هم والدین گروه دوم بیشترین فشار را بر روی فرزندان متمرکز ساخته و به اقداماتی یک طرفه روی می آورند.

نقش خانواده در ایجاد لذت یادگیری چیست چرا کودک 6 ـ 5 ساله مشتاق یادگیری وقتی به سنین بالاتر می رسد شوق و انگیزه خود را از دست می دهد آیا این امر به دلیل تاثیر عوامل خارج از خانواده است

خانواده به ویژه در سنین حدود 2 تا 10 سالگی مهارت هایی به کودک می آموزد که در رابطه با کارهای آموزشگاه نقش اساسی دارند. این مهارت ها عبارتند از : زبان توانایی یادگیری از بزرگسالان جنبه هایی از نیاز به پیشرفت عادت به کار کردن و توجه به وظایف . اگرچه خانواده ها در آموزش این مهارت ها به کودکان تفاوت دارند اما نتیجه کار بعضی خانواده ها در ایجاد این مهارت ها و توانایی های دیگر فوق العاده است .

● چه نوع خانواده هایی در ایجاد شوق یادگیری و مهارت های تحصیلی موثرتر عمل می کنند ؟

خانواده های ایرانی نقش خود را درباره کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان در دو نکته خلاصه می کنند :

1) تهیه و تدارک امکانات

2) همراهی با فرزندشان در درس خواندن آن چه در این میان نادیده گرفته می شود نقش سطح فکری والدین در محیط خانه است .

فرزندان شما بیش از تدارک امکانات و کنترل تحصیلی به والدینی نیاز دارند که با ارتقای دانایی ها و یادگیری های خود به ارتقای سطح فکری خانواده کمک کنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تیزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طریق ممکن مهم نیست .

چنین فرزندی در محیطی بهتر رشد می کند که مستعد و بالنده باشد. پدر و مادری که برای یادگیری فرزندان شان هر سختی و زحمتی را به جان می خرند ولی برای یادگیری خودشان تلاشی نمی کنند در واقع به فرزندشان لطمه می زنند.

باور کنید که شوق یادگیری و استعداد تحصیلی بسیاری از دانش آموزان به دلیل عدم وجود محیط مساعد فرهنگی در خانواده شکوفا نمی شود و یا به حداکثر شکوفایی نمی رسد. عکس بسیاری از والدینی که ادعا دارند برای پیشرفت تحصیلی فرزندشان همه نوع امکانات مورد نیاز را فراهم آورده اند به اصطلاح چیزی کم نگذاشته اند در ارتقای سطح فرهنگ خانواده بسیار سهل انگارند.

بزرگترین کاستی و قصوری که می تواند متوجه والدین یک دانش آموز باهوش باشد آن نیست که برای او کامپیوتر نخرند و یا سایر خواسته هایش را نتوانند اجابت کنند بلکه این است که با سهل انگاری ها و ناشی گری های خود سطح فکر خانواده را پایین آورند.

پژوهش های بسیاری نشان داده اند که آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانه انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده توانایی های کلامی و پیشرفت درسی است نه سطح درآمد والدین یا میزان تحصیلات یا سایر خصوصیت های مربوط به پایگاه اجتماعی آنان . والدینی می توانند بهترین و موثرترین سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند که از سطح فکری ـ و نه فقط سطح تحصیلات ـ بالاتری برخوردار باشند. بنابراین نقش پدر و مادر در افت و یا ارتقای سطح فکری و فرهنگی خانواده بسیار مهم است .

والدین چگونه می توانند در این باره تاثیرگذار باشند

از عوامل زیادی در این خصوص می توان نام برد ولی مهم ترین عامل نگرش والدین به یادگیری و دانایی است . وقتی پدر و مادر در حرف و عمل به دانایی احترام بگذارند و وقتی یادگیری به معنای واقعی برای آنان ارزشمند باشد خود به خود رفتارهای آنان در مواجهه با مسایل فکری و تحصیلی فرزندان شان بسیار متفاوت خواهد بود. پدر ومادری که به زور می خواهند در فرزند خود انگیزه تحصیلی ایجاد کنند در واقع نه لذت یادگیری را چشیده اند و نه عطش یادگیری را درک کرده اند.

چگونه امکان پذیر است که پدر و مادری نگرش مثبت واقعی به یادگیری نداشته باشند و بعد بخواهند که فرزندشان به بالاترین حد پیشرفت درسی برسد البته استثناهایی ممکن است وجود داشته باشد ولی این موارد عمومی نیست .

به طور حتم بزرگترین و خطیرترین وظیفه والدین به خصوص در شرایط فعلی آن است که با اصلاح نگرش و رفتارهای خود درباره یادگیری و دانایی به خود و فرزندان و در یک کلام به ارتقای سطح فکری و فرهنگی کل خانواده کمک نمایند. البته این کار راحتی نیست و مهم ترین مانع عادات و رویه های معمول جامعه است اما پدر و مادری که واقعا و به صورت منطقی به سعادت خود فرزندان و خانواده می اندیشند باید گام های تدریجی را در این راه بردارند.

عطش یادگیری و حضور دانایی در محیط خانه کلید خوشبختی خانواده است .

اطمینان داریم که والدین ایرانی دیر یا زود به این واقعیت مهم خواهند رسید. یادگیری فقط نیاز دانش آموزان نیست بلکه نیاز همه انسان ها در همه زمان هاست . عطش یادگیری بسیاری از خلاهای زندگی را پر می کند. احترام به دانایی تفسیر زندگی و ارزش های فردی و اجتماعی را تغییر می دهد. ارتقای سطح فکری والدین فضای خانه و خانواده را دلنشین و منطقی تر می سازد.

● نقش مادران در یادگیری

نقش مادر به خصوص در شرایطی که پدران حضور کمتری در خانه دارند در سطح فکری خانواده مهم تر است . این موضوع شاید خلاف تصور عده ای باشد که در مسایل فکری خانواده نقش پدر را مهم تر می دانند. شاید خود مادران هم تصور نکنند که چقدر در سطح فکری و فرهنگی خانواده می توانند موثر باشند. یادآور می شود که سطح فکری فقط به معنای سطح تحصیلات نیست و عوامل دیگری در این خصوص موثرند.

● مادر چه نقشی در افت و یا ارتقای سطح فکری خانواده دارد

مادران اعم از شاغل و غیرشاغل حضور بیشتری در خانه دارند. از طرف دیگر مادرها بسیار بیشتر از پدرها پیگیر روند تحصیلی فرزندان شان هستند. در دوره ابتدایی که بنیادی ترین سال های تحصیلی را در برمی گیرد بیشتر مادرها نقش کنترل کننده مستمری دارند. به طور معمول پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل می شوند آن هم به عنوان اهرم های فشار خلاصه آنکه حداقل در 10 سال اول زندگی ارتباط مادر با فرزند بیش از هر کسی است و تاثیر مادر در سطح فکری فرزند هم می تواند بیش از هرکسی باشد.

● کدام مادرها سطح فکری فرزندان و خانواده را پایین می آورند

مادرانی که بیشتر وقت آنها پای تلویزیون می گذرد سوژه هایی را در زندگی دنبال می کنند که پیش پا افتاده و غیر مهم است اگر اهل مطالعه باشند در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث می روند و مجلاتی را می خرند که شامل مطالب بی خاصیت و خنثی است بحث ها و گفتگوهای شان با دوستان و همسر و سایرین درباره مسایل روزمره و تکراری است حوصله فکر کردن درباره موضوعات جدی زندگی را ندارند به غذا و پوشاک فرزندشان اهمیت زیادی می دهند مسایل فکری فرزندان را فقط درس و مدرسه خلاصه می کنند و...

اگر بپذیریم که یک فضای مساعد فرهنگی تا چه حد می تواند در رشد فکری کودکان موثر باشد آنگاه باید به رفتارهای مان با تامل بیشتری بنگریم . مادری که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند هیچ یک از سریال های جدی و غیرجدی را از دست نمی دهد با اشتیاق داستان های پیش پا افتاده و الکی فیلم ها و سریال ها را دنبال می کند و به توضیح و تفسیر آنها هم می پردازد چه تاثیر مثبتی می تواند در سطح فکری خانواده برجای بگذارد این مادر چگونه می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که با شوق و رغبت درس هایش را بخواند.

مادری که حوصله مطالعه ندارد و یا مطالعه اش شامل سوژه های غیرجدی است چگونه می تواند توقع فرزندی کتاب خوان داشته باشد مادری که تحصیلات سطح بالایی ندارد و برای ارتقای آن هم تلاشی نمی کند چگونه می تواند به فرزندش توضیح دهد که درس خواندن مهم است مادری که از شرایط فکری و اجتماعی زمانه اطلاعی ندارد و با افکار فرزندش فاصله دارد چگونه می تواند او را درک کند مادری که خورد و خوراک و پوشاک فرزندش دغدغه ای جدی تر از رشد فکری اوست چگونه می تواند به رشد فکری فرزندش کمک کند .

عجیب است که پدرها و مادرها خود با یادگیری غریبه اند و یا به نوعی از آن فرار می کنند اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس بخوانند و در امور تحصیلی از همه پیشی بگیرند. خیلی از والدین حتی این زحمت را به خود نمی دهند که با شیوه های منطقی با درس و مدرسه فرزندان شان برخورد کنند. فقط بر آنچه خود بدان رسیده اند اصرار می ورزند.

حضور یک فرزند با هوش و درس خوان در خانواده که از همان سال های اول تحصیل قابل تشخیص است وظیفه والدین و به خصوص مادر را صد چندان می کند. متاسفانه مادران وظیفه خود را در این می بینند که بالای سر فرزندشان بایستند تا او مشق هایش را بنویسد از او درس بپرسند دیکته بگویند و یا حتی بعضی از کارهای درسی فرزندشان را انجام دهند.

هدف و تمرکز همه این فعالیت ها ـ فرزند ـ است اما این کارها تا چه زمانی می تواند موثر باشد چند درصد از والدین از چنین روش هایی به نتایج موثر و ماندگاری می رسند.

مادرانی که علاقه مند به پیشرفت مستمر و واقعی فرزندشان هستند باید جهت قسمتی از فعالیت ها را به طرف خود برگردانند. مادران باید پا به پای فرزندان پیش روند اما نه در امور درسی بلکه در رشد فکری و فرهنگی .

یک مادر منطقی در وهله اول انتظار خودش را از خود بالا می برد و به آنچه دارد قانع نمی شود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثی اختصاص نمی دهد بلکه در تربیت فرزند وقت هایش را به زمان هایی برای سرگرمی و زمان هایی برای ارتقای اندیشه تقسیم می کند.

نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي فرزندان:

 

بشر در دوره اي براي سازگاري با محيط و تسلط بر طبيعت نياز به يادگيري داشته است و لذا هميشه با محرک ها و عوامل محيطي اطراف خود درگير بوده است. با نگاهي به تاريخ گذشته زندگي انسان ها مي ينيم کهاين آموزش ها و يادگيري ها از طريق مشاهده مستقيم صورت گرفته و بصورت غير رسمي به نسلهاي بعدي منتقل شده است.

 

گرچه هوش بعنوان مؤثرترين عامل در پيش بيني پيشرفت تحصيلي به شمار مي رود اما شناسايي ساير عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي همواره مورد علاقه معلمان ، پژوهشگران و اولياء دانش آموزان بوده است. عليرغم پيشرفتهايي که در شناسايي اين عوامل حاصل شده است هنوز تأثير دقيق هر يک از عوامل روشن نشده است. از جمله عوامل مرثر بر پيشرفت هوش، انگيزه ، شرايط اقتصادي دانش آموزان، وسايل کمک آموزشي و شيوه ها و روشهاي مطالعه دانش آموزان و نقشي است که خانواده در اين زمينه دارد. (عابدي، 1356، ص 10)

 

صاحبنظران تعليم و تربيت بر اين عقيده اند که والدين با همکاري و کمک به معلمان در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان خود مي توانند بسيار مؤثر واقع شوند. اين مسئله بخصوص در دوره ابتدايي بسيار حائز اهميت است. خوشبختانه اکثر والدين بر اهميت راهنمايي تحصيلي واقفند و شايد وقت فراواني در اين زمينه صرف مي کنند واي نکته مهم اين است که تا چه حد وظيفه و مسئوليت را صحيح انجام مي دهند. زماني والدين مي توانند به نحو احسن از عهده اين وظيفه برآيند که بدانند چگونه بجاي کمک به دانش آموز ، مانع پيشرفت و باعث سستي و تنبلي او شوند والدين با شناخت بيشتر و آگاهي از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتر مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددی است که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( نظیر دیدگاه های حاکم برجامعه در خصوص تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و...) و عوامل خانوادگی  از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند.

هرچند نمی توان ازنقش تاثیرگذار هوش و استعداد تحصیلی و عوامل محیط اجتماعی غافل شد اما دراین مقاله به بررسی نقش خانواده درتحصیل فرزندان پرداخته ایم .

تعلیم و تربیت ومسائل مربوط به آموزش و پرورش فرزندان از اولویت ها ودل مشغولی های خانواده هائی است که فرزندانی در سنین مدرسه و حتی دانشگاه دارند. بی شک نقش خانواده در موفقیت تحصیلی فرزندان آن چنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست .

خانواده با آن جایگاه برجسته و ممتاز در نظام تعلیم و تربیت به دلایل متعددی می تواند تاثیری شگرف در فعالیت های آموزشی داشته باشد .که مختصرا به آن اشاره می شود.

اول اینکه نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده در پیرشفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود .

دومین نکته ای که باید به آن اشاره نمود نقش حمایتی خانواده است . خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده . سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد . ها ،فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد  .

دلیل سومی که از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان است .در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند.

ریشه بسیاری از افت تحصیلی ها در خانواده

متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری از افت تحصیلی ها و بی انگیزگی های دانش آموزان به تحصیل در درون خانواده ها است. چه بسیارند      دانش آموزانی که از انگیزه های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل ، درس و کتاب بی انگیزه کرده است. نگرش ها و بارو های غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته اند. برخی رفتارهای غلط و نا آگاهی های والدین، انگیزه این مهمترین و اصلی ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است. 

هنگامی که خانواده ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می شوند . وقتی در درون خانه نگرش هاو باور های غلطی درباره تحصیل و علم اموزی در ذهن فرزندان شکل می گیرد . وقتی حمایت خانواده ها از فرزندان در دوره های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است . وقتی محیط های خانوادگی بعضا به محیط های سرد و بی روح مبدل گشته اند و گاها والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه  به حد اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان بدرستی و در جهت مثبت پیش رود .

ارتباط با مدرسه راهکاری مناسب

ار آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند.

اصولا به دو دلیل مهم ارتباط بین مدرسه و خانه توصیه می شود. اول اینکه ارتباط بین این دو نهاد باعث ایجاد یک نوع هماهنگی درهدف ها، روش ها و انتظارات تربیتی و آموزشی بین خانه و مدرسه می شود. حسن این هماهنگی این خواهد بود که از بروز تضاد ها و دوگانگی ها و تعارض ها درامور تحصیلی وخصوصا تربیتی فرزندان که موجب بروزسرخوردگی ،دلزدگی وافسردگی در فرزندان می شودو نتیجه ای جز سردرگمی فرزندان ندارد.جلوگیری می شود.

ارتباط با مدرسه به این دلیل نیز که موجب می کردد تا والدین از وضعیت تحصیلی و نیاز ها ی فرزندانشان بهتر و بیشتر آگاه شوند و اطلاعاتی را بدست آورند که برای ارائه نقش تربیتی بهتر خانواده لازم و ضروری است توصیه می گردد. . برخی والدین به دلیل عدم آشنائی کافی با نیاز های واقعی ویژگی های سنی فرزندانشان در سنین مختلف و عدم اطلاع از وضعیت تحصیلی آنان   نمی توانند نقش های نظارتی و حمایتی خود را به طرز صحیحی اجرا نمایند و نه تنها موجب بروز افت تحصیلی در فرزندان خود می شوند بلکه روز به روز از فرزندان خود نیز به دلیل عدم شناخت کافی از آنان فاصله می گیرند..ارتباط مستمر با مدرسه و شرکت منظم در جلسات انجمن اولیاء و مربیان و شرکت در کلاس های آموزشی مناسب برای آشنائی با ویژگی ها و نیاز های فرزندان در دوره های سنی مختلف  راهکار مناسبی است برای تقویت بعد نظارتی و حمایتی خانواده ها در برابر فرزندان که امیدواریم مورد توجه خانواده ها قرار گیرد .