فلفل - نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
بچه های جنوب

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

موضوع: نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

والدین امروزی و بخصوص مادران حساسیت زیادی درباره درس خواندن و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان نشان می دهند. بسیاری از خانواده هایی که فرزندان با هوش و درس خوانی دارند سعی می کنند از تهیه هیچ نوع امکاناتی دریغ نکنند.

خانواده هایی که فرزندانشان به هر دلیل اهل درس و مدرسه نیست برای جبران کمبودهای انگیزشی پول خرج کردن برای معلم خصوصی و آموزشگاه و انواع و اقسام کتاب ها را ساده ترین راه می پندارند. هم والدین گروه اول و هم والدین گروه دوم بیشترین فشار را بر روی فرزندان متمرکز ساخته و به اقداماتی یک طرفه روی می آورند.

نقش خانواده در ایجاد لذت یادگیری چیست چرا کودک 6 ـ 5 ساله مشتاق یادگیری وقتی به سنین بالاتر می رسد شوق و انگیزه خود را از دست می دهد آیا این امر به دلیل تاثیر عوامل خارج از خانواده است

خانواده به ویژه در سنین حدود 2 تا 10 سالگی مهارت هایی به کودک می آموزد که در رابطه با کارهای آموزشگاه نقش اساسی دارند. این مهارت ها عبارتند از : زبان توانایی یادگیری از بزرگسالان جنبه هایی از نیاز به پیشرفت عادت به کار کردن و توجه به وظایف . اگرچه خانواده ها در آموزش این مهارت ها به کودکان تفاوت دارند اما نتیجه کار بعضی خانواده ها در ایجاد این مهارت ها و توانایی های دیگر فوق العاده است .

● چه نوع خانواده هایی در ایجاد شوق یادگیری و مهارت های تحصیلی موثرتر عمل می کنند ؟

خانواده های ایرانی نقش خود را درباره کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان در دو نکته خلاصه می کنند :

1) تهیه و تدارک امکانات

2) همراهی با فرزندشان در درس خواندن آن چه در این میان نادیده گرفته می شود نقش سطح فکری والدین در محیط خانه است .

فرزندان شما بیش از تدارک امکانات و کنترل تحصیلی به والدینی نیاز دارند که با ارتقای دانایی ها و یادگیری های خود به ارتقای سطح فکری خانواده کمک کنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تیزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طریق ممکن مهم نیست .

چنین فرزندی در محیطی بهتر رشد می کند که مستعد و بالنده باشد. پدر و مادری که برای یادگیری فرزندان شان هر سختی و زحمتی را به جان می خرند ولی برای یادگیری خودشان تلاشی نمی کنند در واقع به فرزندشان لطمه می زنند.

باور کنید که شوق یادگیری و استعداد تحصیلی بسیاری از دانش آموزان به دلیل عدم وجود محیط مساعد فرهنگی در خانواده شکوفا نمی شود و یا به حداکثر شکوفایی نمی رسد. عکس بسیاری از والدینی که ادعا دارند برای پیشرفت تحصیلی فرزندشان همه نوع امکانات مورد نیاز را فراهم آورده اند به اصطلاح چیزی کم نگذاشته اند در ارتقای سطح فرهنگ خانواده بسیار سهل انگارند.

بزرگترین کاستی و قصوری که می تواند متوجه والدین یک دانش آموز باهوش باشد آن نیست که برای او کامپیوتر نخرند و یا سایر خواسته هایش را نتوانند اجابت کنند بلکه این است که با سهل انگاری ها و ناشی گری های خود سطح فکر خانواده را پایین آورند.

پژوهش های بسیاری نشان داده اند که آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانه انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده توانایی های کلامی و پیشرفت درسی است نه سطح درآمد والدین یا میزان تحصیلات یا سایر خصوصیت های مربوط به پایگاه اجتماعی آنان . والدینی می توانند بهترین و موثرترین سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند که از سطح فکری ـ و نه فقط سطح تحصیلات ـ بالاتری برخوردار باشند. بنابراین نقش پدر و مادر در افت و یا ارتقای سطح فکری و فرهنگی خانواده بسیار مهم است .

والدین چگونه می توانند در این باره تاثیرگذار باشند

از عوامل زیادی در این خصوص می توان نام برد ولی مهم ترین عامل نگرش والدین به یادگیری و دانایی است . وقتی پدر و مادر در حرف و عمل به دانایی احترام بگذارند و وقتی یادگیری به معنای واقعی برای آنان ارزشمند باشد خود به خود رفتارهای آنان در مواجهه با مسایل فکری و تحصیلی فرزندان شان بسیار متفاوت خواهد بود. پدر ومادری که به زور می خواهند در فرزند خود انگیزه تحصیلی ایجاد کنند در واقع نه لذت یادگیری را چشیده اند و نه عطش یادگیری را درک کرده اند.

چگونه امکان پذیر است که پدر و مادری نگرش مثبت واقعی به یادگیری نداشته باشند و بعد بخواهند که فرزندشان به بالاترین حد پیشرفت درسی برسد البته استثناهایی ممکن است وجود داشته باشد ولی این موارد عمومی نیست .

به طور حتم بزرگترین و خطیرترین وظیفه والدین به خصوص در شرایط فعلی آن است که با اصلاح نگرش و رفتارهای خود درباره یادگیری و دانایی به خود و فرزندان و در یک کلام به ارتقای سطح فکری و فرهنگی کل خانواده کمک نمایند. البته این کار راحتی نیست و مهم ترین مانع عادات و رویه های معمول جامعه است اما پدر و مادری که واقعا و به صورت منطقی به سعادت خود فرزندان و خانواده می اندیشند باید گام های تدریجی را در این راه بردارند.

عطش یادگیری و حضور دانایی در محیط خانه کلید خوشبختی خانواده است .

اطمینان داریم که والدین ایرانی دیر یا زود به این واقعیت مهم خواهند رسید. یادگیری فقط نیاز دانش آموزان نیست بلکه نیاز همه انسان ها در همه زمان هاست . عطش یادگیری بسیاری از خلاهای زندگی را پر می کند. احترام به دانایی تفسیر زندگی و ارزش های فردی و اجتماعی را تغییر می دهد. ارتقای سطح فکری والدین فضای خانه و خانواده را دلنشین و منطقی تر می سازد.

● نقش مادران در یادگیری

نقش مادر به خصوص در شرایطی که پدران حضور کمتری در خانه دارند در سطح فکری خانواده مهم تر است . این موضوع شاید خلاف تصور عده ای باشد که در مسایل فکری خانواده نقش پدر را مهم تر می دانند. شاید خود مادران هم تصور نکنند که چقدر در سطح فکری و فرهنگی خانواده می توانند موثر باشند. یادآور می شود که سطح فکری فقط به معنای سطح تحصیلات نیست و عوامل دیگری در این خصوص موثرند.

● مادر چه نقشی در افت و یا ارتقای سطح فکری خانواده دارد

مادران اعم از شاغل و غیرشاغل حضور بیشتری در خانه دارند. از طرف دیگر مادرها بسیار بیشتر از پدرها پیگیر روند تحصیلی فرزندان شان هستند. در دوره ابتدایی که بنیادی ترین سال های تحصیلی را در برمی گیرد بیشتر مادرها نقش کنترل کننده مستمری دارند. به طور معمول پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل می شوند آن هم به عنوان اهرم های فشار خلاصه آنکه حداقل در 10 سال اول زندگی ارتباط مادر با فرزند بیش از هر کسی است و تاثیر مادر در سطح فکری فرزند هم می تواند بیش از هرکسی باشد.

● کدام مادرها سطح فکری فرزندان و خانواده را پایین می آورند

مادرانی که بیشتر وقت آنها پای تلویزیون می گذرد سوژه هایی را در زندگی دنبال می کنند که پیش پا افتاده و غیر مهم است اگر اهل مطالعه باشند در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث می روند و مجلاتی را می خرند که شامل مطالب بی خاصیت و خنثی است بحث ها و گفتگوهای شان با دوستان و همسر و سایرین درباره مسایل روزمره و تکراری است حوصله فکر کردن درباره موضوعات جدی زندگی را ندارند به غذا و پوشاک فرزندشان اهمیت زیادی می دهند مسایل فکری فرزندان را فقط درس و مدرسه خلاصه می کنند و...

اگر بپذیریم که یک فضای مساعد فرهنگی تا چه حد می تواند در رشد فکری کودکان موثر باشد آنگاه باید به رفتارهای مان با تامل بیشتری بنگریم . مادری که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند هیچ یک از سریال های جدی و غیرجدی را از دست نمی دهد با اشتیاق داستان های پیش پا افتاده و الکی فیلم ها و سریال ها را دنبال می کند و به توضیح و تفسیر آنها هم می پردازد چه تاثیر مثبتی می تواند در سطح فکری خانواده برجای بگذارد این مادر چگونه می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که با شوق و رغبت درس هایش را بخواند.

مادری که حوصله مطالعه ندارد و یا مطالعه اش شامل سوژه های غیرجدی است چگونه می تواند توقع فرزندی کتاب خوان داشته باشد مادری که تحصیلات سطح بالایی ندارد و برای ارتقای آن هم تلاشی نمی کند چگونه می تواند به فرزندش توضیح دهد که درس خواندن مهم است مادری که از شرایط فکری و اجتماعی زمانه اطلاعی ندارد و با افکار فرزندش فاصله دارد چگونه می تواند او را درک کند مادری که خورد و خوراک و پوشاک فرزندش دغدغه ای جدی تر از رشد فکری اوست چگونه می تواند به رشد فکری فرزندش کمک کند .

عجیب است که پدرها و مادرها خود با یادگیری غریبه اند و یا به نوعی از آن فرار می کنند اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس بخوانند و در امور تحصیلی از همه پیشی بگیرند. خیلی از والدین حتی این زحمت را به خود نمی دهند که با شیوه های منطقی با درس و مدرسه فرزندان شان برخورد کنند. فقط بر آنچه خود بدان رسیده اند اصرار می ورزند.

حضور یک فرزند با هوش و درس خوان در خانواده که از همان سال های اول تحصیل قابل تشخیص است وظیفه والدین و به خصوص مادر را صد چندان می کند. متاسفانه مادران وظیفه خود را در این می بینند که بالای سر فرزندشان بایستند تا او مشق هایش را بنویسد از او درس بپرسند دیکته بگویند و یا حتی بعضی از کارهای درسی فرزندشان را انجام دهند.

هدف و تمرکز همه این فعالیت ها ـ فرزند ـ است اما این کارها تا چه زمانی می تواند موثر باشد چند درصد از والدین از چنین روش هایی به نتایج موثر و ماندگاری می رسند.

مادرانی که علاقه مند به پیشرفت مستمر و واقعی فرزندشان هستند باید جهت قسمتی از فعالیت ها را به طرف خود برگردانند. مادران باید پا به پای فرزندان پیش روند اما نه در امور درسی بلکه در رشد فکری و فرهنگی .

یک مادر منطقی در وهله اول انتظار خودش را از خود بالا می برد و به آنچه دارد قانع نمی شود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثی اختصاص نمی دهد بلکه در تربیت فرزند وقت هایش را به زمان هایی برای سرگرمی و زمان هایی برای ارتقای اندیشه تقسیم می کند.

نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي فرزندان:       

بشر در دوره اي براي سازگاري با محيط و تسلط بر طبيعت نياز به يادگيري داشته است و لذا هميشه با محرک ها و عوامل محيطي اطراف خود درگير بوده است. با نگاهي به تاريخ گذشته زندگي انسان ها مي ينيم کهاين آموزش ها و يادگيري ها از طريق مشاهده مستقيم صورت گرفته و بصورت غير رسمي به نسلهاي بعدي منتقل شده است.

گرچه هوش بعنوان مؤثرترين عامل در پيش بيني پيشرفت تحصيلي به شمار مي رود اما شناسايي ساير عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي همواره مورد علاقه معلمان ، پژوهشگران و اولياء دانش آموزان بوده است. عليرغم پيشرفتهايي که در شناسايي اين عوامل حاصل شده است هنوز تأثير دقيق هر يک از عوامل روشن نشده است. از جمله عوامل مرثر بر پيشرفت هوش، انگيزه ، شرايط اقتصادي دانش آموزان، وسايل کمک آموزشي و شيوه ها و روشهاي مطالعه دانش آموزان و نقشي است که خانواده در اين زمينه دارد. (عابدي، 1356، ص 10)   

صاحبنظران تعليم و تربيت بر اين عقيده اند که والدين با همکاري و کمک به معلمان در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان خود مي توانند بسيار مؤثر واقع شوند. اين مسئله بخصوص در دوره ابتدايي بسيار حائز اهميت است. خوشبختانه اکثر والدين بر اهميت راهنمايي تحصيلي واقفند و شايد وقت فراواني در اين زمينه صرف مي کنند واي نکته مهم اين است که تا چه حد وظيفه و مسئوليت را صحيح انجام مي دهند. زماني والدين مي توانند به نحو احسن از عهده اين وظيفه برآيند که بدانند چگونه بجاي کمک به دانش آموز ، مانع پيشرفت و باعث سستي و تنبلي او شوند والدين با شناخت بيشتر و آگاهي از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتر مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددی است که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( نظیر دیدگاه های حاکم برجامعه در خصوص تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و...) و عوامل خانوادگی  از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند.

هرچند نمی توان ازنقش تاثیرگذار هوش و استعداد تحصیلی و عوامل محیط اجتماعی غافل شد اما دراین مقاله به بررسی نقش خانواده درتحصیل فرزندان پرداخته ایم .

تعلیم و تربیت ومسائل مربوط به آموزش و پرورش فرزندان از اولویت ها ودل مشغولی های خانواده هائی است که فرزندانی در سنین مدرسه و حتی دانشگاه دارند. بی شک نقش خانواده در موفقیت تحصیلی فرزندان آن چنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست .

خانواده با آن جایگاه برجسته و ممتاز در نظام تعلیم و تربیت به دلایل متعددی می تواند تاثیری شگرف در فعالیت های آموزشی داشته باشد .که مختصرا به آن اشاره می شود.

اول اینکه نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده در پیرشفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود .

دومین نکته ای که باید به آن اشاره نمود نقش حمایتی خانواده است . خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده . سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد . ها ،فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد  .

دلیل سومی که از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان است .در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند.

ریشه بسیاری از افت تحصیلی ها در خانواده

متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری از افت تحصیلی ها و بی انگیزگی های دانش آموزان به تحصیل در درون خانواده ها است. چه بسیارند      دانش آموزانی که از انگیزه های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل ، درس و کتاب بی انگیزه کرده است. نگرش ها و بارو های غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته اند. برخی رفتارهای غلط و نا آگاهی های والدین، انگیزه این مهمترین و اصلی ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است. 

هنگامی که خانواده ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می شوند . وقتی در درون خانه نگرش هاو باور های غلطی درباره تحصیل و علم اموزی در ذهن فرزندان شکل می گیرد . وقتی حمایت خانواده ها از فرزندان در دوره های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است . وقتی محیط های خانوادگی بعضا به محیط های سرد و بی روح مبدل گشته اند و گاها والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه  به حد اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان بدرستی و در جهت مثبت پیش رود .

ارتباط با مدرسه راهکاری مناسب

ار آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند.

اصولا به دو دلیل مهم ارتباط بین مدرسه و خانه توصیه می شود. اول اینکه ارتباط بین این دو نهاد باعث ایجاد یک نوع هماهنگی درهدف ها، روش ها و انتظارات تربیتی و آموزشی بین خانه و مدرسه می شود. حسن این هماهنگی این خواهد بود که از بروز تضاد ها و دوگانگی ها و تعارض ها درامور تحصیلی وخصوصا تربیتی فرزندان که موجب بروزسرخوردگی ،دلزدگی وافسردگی در فرزندان می شودو نتیجه ای جز سردرگمی فرزندان ندارد.جلوگیری می شود.

ارتباط با مدرسه به این دلیل نیز که موجب می کردد تا والدین از وضعیت تحصیلی و نیاز ها ی فرزندانشان بهتر و بیشتر آگاه شوند و اطلاعاتی را بدست آورند که برای ارائه نقش تربیتی بهتر خانواده لازم و ضروری است توصیه می گردد. . برخی والدین به دلیل عدم آشنائی کافی با نیاز های واقعی ویژگی های سنی فرزندانشان در سنین مختلف و عدم اطلاع از وضعیت تحصیلی آنان   نمی توانند نقش های نظارتی و حمایتی خود را به طرز صحیحی اجرا نمایند و نه تنها موجب بروز افت تحصیلی در فرزندان خود می شوند بلکه روز به روز از فرزندان خود نیز به دلیل عدم شناخت کافی از آنان فاصله می گیرند..ارتباط مستمر با مدرسه و شرکت منظم در جلسات انجمن اولیاء و مربیان و شرکت در کلاس های آموزشی مناسب برای آشنائی با ویژگی ها و نیاز های فرزندان در دوره های سنی مختلف  راهکار مناسبی است برای تقویت بعد نظارتی و حمایتی خانواده ها در برابر فرزندان که امیدواریم مورد توجه خانواده ها قرار گیرد .

والدین امروزی و بخصوص مادران حساسیت زیادی درباره درس خواندن و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان نشان می دهند. بسیاری از خانواده هایی که فرزندان با هوش و درس خوانی دارند سعی می کنند از تهیه هیچ نوع امکاناتی دریغ نکنند.

خانواده هایی که فرزندانشان به هر دلیل اهل درس و مدرسه نیست برای جبران کمبودهای انگیزشی پول خرج کردن برای معلم خصوصی و آموزشگاه و انواع و اقسام کتاب ها را ساده ترین راه می پندارند. هم والدین گروه اول و هم والدین گروه دوم بیشترین فشار را بر روی فرزندان متمرکز ساخته و به اقداماتی یک طرفه روی می آورند.

نقش خانواده در ایجاد لذت یادگیری چیست چرا کودک 6 ـ 5 ساله مشتاق یادگیری وقتی به سنین بالاتر می رسد شوق و انگیزه خود را از دست می دهد آیا این امر به دلیل تاثیر عوامل خارج از خانواده است

خانواده به ویژه در سنین حدود 2 تا 10 سالگی مهارت هایی به کودک می آموزد که در رابطه با کارهای آموزشگاه نقش اساسی دارند. این مهارت ها عبارتند از : زبان توانایی یادگیری از بزرگسالان جنبه هایی از نیاز به پیشرفت عادت به کار کردن و توجه به وظایف . اگرچه خانواده ها در آموزش این مهارت ها به کودکان تفاوت دارند اما نتیجه کار بعضی خانواده ها در ایجاد این مهارت ها و توانایی های دیگر فوق العاده است .

● چه نوع خانواده هایی در ایجاد شوق یادگیری و مهارت های تحصیلی موثرتر عمل می کنند ؟

خانواده های ایرانی نقش خود را درباره کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان در دو نکته خلاصه می کنند :

1) تهیه و تدارک امکانات

2) همراهی با فرزندشان در درس خواندن آن چه در این میان نادیده گرفته می شود نقش سطح فکری والدین در محیط خانه است .

فرزندان شما بیش از تدارک امکانات و کنترل تحصیلی به والدینی نیاز دارند که با ارتقای دانایی ها و یادگیری های خود به ارتقای سطح فکری خانواده کمک کنند. تنها داشتن فرزند باهوش و تیزهوش و واداشتن او به درس خواندن از هر طریق ممکن مهم نیست .

چنین فرزندی در محیطی بهتر رشد می کند که مستعد و بالنده باشد. پدر و مادری که برای یادگیری فرزندان شان هر سختی و زحمتی را به جان می خرند ولی برای یادگیری خودشان تلاشی نمی کنند در واقع به فرزندشان لطمه می زنند.

باور کنید که شوق یادگیری و استعداد تحصیلی بسیاری از دانش آموزان به دلیل عدم وجود محیط مساعد فرهنگی در خانواده شکوفا نمی شود و یا به حداکثر شکوفایی نمی رسد. عکس بسیاری از والدینی که ادعا دارند برای پیشرفت تحصیلی فرزندشان همه نوع امکانات مورد نیاز را فراهم آورده اند به اصطلاح چیزی کم نگذاشته اند در ارتقای سطح فرهنگ خانواده بسیار سهل انگارند.

بزرگترین کاستی و قصوری که می تواند متوجه والدین یک دانش آموز باهوش باشد آن نیست که برای او کامپیوتر نخرند و یا سایر خواسته هایش را نتوانند اجابت کنند بلکه این است که با سهل انگاری ها و ناشی گری های خود سطح فکر خانواده را پایین آورند.

پژوهش های بسیاری نشان داده اند که آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانه انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده توانایی های کلامی و پیشرفت درسی است نه سطح درآمد والدین یا میزان تحصیلات یا سایر خصوصیت های مربوط به پایگاه اجتماعی آنان . والدینی می توانند بهترین و موثرترین سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند که از سطح فکری ـ و نه فقط سطح تحصیلات ـ بالاتری برخوردار باشند. بنابراین نقش پدر و مادر در افت و یا ارتقای سطح فکری و فرهنگی خانواده بسیار مهم است .

والدین چگونه می توانند در این باره تاثیرگذار باشند

از عوامل زیادی در این خصوص می توان نام برد ولی مهم ترین عامل نگرش والدین به یادگیری و دانایی است . وقتی پدر و مادر در حرف و عمل به دانایی احترام بگذارند و وقتی یادگیری به معنای واقعی برای آنان ارزشمند باشد خود به خود رفتارهای آنان در مواجهه با مسایل فکری و تحصیلی فرزندان شان بسیار متفاوت خواهد بود. پدر ومادری که به زور می خواهند در فرزند خود انگیزه تحصیلی ایجاد کنند در واقع نه لذت یادگیری را چشیده اند و نه عطش یادگیری را درک کرده اند.

چگونه امکان پذیر است که پدر و مادری نگرش مثبت واقعی به یادگیری نداشته باشند و بعد بخواهند که فرزندشان به بالاترین حد پیشرفت درسی برسد البته استثناهایی ممکن است وجود داشته باشد ولی این موارد عمومی نیست .

به طور حتم بزرگترین و خطیرترین وظیفه والدین به خصوص در شرایط فعلی آن است که با اصلاح نگرش و رفتارهای خود درباره یادگیری و دانایی به خود و فرزندان و در یک کلام به ارتقای سطح فکری و فرهنگی کل خانواده کمک نمایند. البته این کار راحتی نیست و مهم ترین مانع عادات و رویه های معمول جامعه است اما پدر و مادری که واقعا و به صورت منطقی به سعادت خود فرزندان و خانواده می اندیشند باید گام های تدریجی را در این راه بردارند.

عطش یادگیری و حضور دانایی در محیط خانه کلید خوشبختی خانواده است .

اطمینان داریم که والدین ایرانی دیر یا زود به این واقعیت مهم خواهند رسید. یادگیری فقط نیاز دانش آموزان نیست بلکه نیاز همه انسان ها در همه زمان هاست . عطش یادگیری بسیاری از خلاهای زندگی را پر می کند. احترام به دانایی تفسیر زندگی و ارزش های فردی و اجتماعی را تغییر می دهد. ارتقای سطح فکری والدین فضای خانه و خانواده را دلنشین و منطقی تر می سازد.

● نقش مادران در یادگیری

نقش مادر به خصوص در شرایطی که پدران حضور کمتری در خانه دارند در سطح فکری خانواده مهم تر است . این موضوع شاید خلاف تصور عده ای باشد که در مسایل فکری خانواده نقش پدر را مهم تر می دانند. شاید خود مادران هم تصور نکنند که چقدر در سطح فکری و فرهنگی خانواده می توانند موثر باشند. یادآور می شود که سطح فکری فقط به معنای سطح تحصیلات نیست و عوامل دیگری در این خصوص موثرند.

● مادر چه نقشی در افت و یا ارتقای سطح فکری خانواده دارد

مادران اعم از شاغل و غیرشاغل حضور بیشتری در خانه دارند. از طرف دیگر مادرها بسیار بیشتر از پدرها پیگیر روند تحصیلی فرزندان شان هستند. در دوره ابتدایی که بنیادی ترین سال های تحصیلی را در برمی گیرد بیشتر مادرها نقش کنترل کننده مستمری دارند. به طور معمول پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل می شوند آن هم به عنوان اهرم های فشار خلاصه آنکه حداقل در 10 سال اول زندگی ارتباط مادر با فرزند بیش از هر کسی است و تاثیر مادر در سطح فکری فرزند هم می تواند بیش از هرکسی باشد.

● کدام مادرها سطح فکری فرزندان و خانواده را پایین می آورند

مادرانی که بیشتر وقت آنها پای تلویزیون می گذرد سوژه هایی را در زندگی دنبال می کنند که پیش پا افتاده و غیر مهم است اگر اهل مطالعه باشند در روزنامه ها دنبال صفحه حوادث می روند و مجلاتی را می خرند که شامل مطالب بی خاصیت و خنثی است بحث ها و گفتگوهای شان با دوستان و همسر و سایرین درباره مسایل روزمره و تکراری است حوصله فکر کردن درباره موضوعات جدی زندگی را ندارند به غذا و پوشاک فرزندشان اهمیت زیادی می دهند مسایل فکری فرزندان را فقط درس و مدرسه خلاصه می کنند و...

اگر بپذیریم که یک فضای مساعد فرهنگی تا چه حد می تواند در رشد فکری کودکان موثر باشد آنگاه باید به رفتارهای مان با تامل بیشتری بنگریم . مادری که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کند هیچ یک از سریال های جدی و غیرجدی را از دست نمی دهد با اشتیاق داستان های پیش پا افتاده و الکی فیلم ها و سریال ها را دنبال می کند و به توضیح و تفسیر آنها هم می پردازد چه تاثیر مثبتی می تواند در سطح فکری خانواده برجای بگذارد این مادر چگونه می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که با شوق و رغبت درس هایش را بخواند.

مادری که حوصله مطالعه ندارد و یا مطالعه اش شامل سوژه های غیرجدی است چگونه می تواند توقع فرزندی کتاب خوان داشته باشد مادری که تحصیلات سطح بالایی ندارد و برای ارتقای آن هم تلاشی نمی کند چگونه می تواند به فرزندش توضیح دهد که درس خواندن مهم است مادری که از شرایط فکری و اجتماعی زمانه اطلاعی ندارد و با افکار فرزندش فاصله دارد چگونه می تواند او را درک کند مادری که خورد و خوراک و پوشاک فرزندش دغدغه ای جدی تر از رشد فکری اوست چگونه می تواند به رشد فکری فرزندش کمک کند .

عجیب است که پدرها و مادرها خود با یادگیری غریبه اند و یا به نوعی از آن فرار می کنند اما از فرزندان توقع دارند با حرص و ولع درس بخوانند و در امور تحصیلی از همه پیشی بگیرند. خیلی از والدین حتی این زحمت را به خود نمی دهند که با شیوه های منطقی با درس و مدرسه فرزندان شان برخورد کنند. فقط بر آنچه خود بدان رسیده اند اصرار می ورزند.

حضور یک فرزند با هوش و درس خوان در خانواده که از همان سال های اول تحصیل قابل تشخیص است وظیفه والدین و به خصوص مادر را صد چندان می کند. متاسفانه مادران وظیفه خود را در این می بینند که بالای سر فرزندشان بایستند تا او مشق هایش را بنویسد از او درس بپرسند دیکته بگویند و یا حتی بعضی از کارهای درسی فرزندشان را انجام دهند.

هدف و تمرکز همه این فعالیت ها ـ فرزند ـ است اما این کارها تا چه زمانی می تواند موثر باشد چند درصد از والدین از چنین روش هایی به نتایج موثر و ماندگاری می رسند.

مادرانی که علاقه مند به پیشرفت مستمر و واقعی فرزندشان هستند باید جهت قسمتی از فعالیت ها را به طرف خود برگردانند. مادران باید پا به پای فرزندان پیش روند اما نه در امور درسی بلکه در رشد فکری و فرهنگی .

یک مادر منطقی در وهله اول انتظار خودش را از خود بالا می برد و به آنچه دارد قانع نمی شود. او همه وقتش را به امور روزمره و خنثی اختصاص نمی دهد بلکه در تربیت فرزند وقت هایش را به زمان هایی برای سرگرمی و زمان هایی برای ارتقای اندیشه تقسیم می کند.

نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي فرزندان:

 

بشر در دوره اي براي سازگاري با محيط و تسلط بر طبيعت نياز به يادگيري داشته است و لذا هميشه با محرک ها و عوامل محيطي اطراف خود درگير بوده است. با نگاهي به تاريخ گذشته زندگي انسان ها مي ينيم کهاين آموزش ها و يادگيري ها از طريق مشاهده مستقيم صورت گرفته و بصورت غير رسمي به نسلهاي بعدي منتقل شده است.

 

گرچه هوش بعنوان مؤثرترين عامل در پيش بيني پيشرفت تحصيلي به شمار مي رود اما شناسايي ساير عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي همواره مورد علاقه معلمان ، پژوهشگران و اولياء دانش آموزان بوده است. عليرغم پيشرفتهايي که در شناسايي اين عوامل حاصل شده است هنوز تأثير دقيق هر يک از عوامل روشن نشده است. از جمله عوامل مرثر بر پيشرفت هوش، انگيزه ، شرايط اقتصادي دانش آموزان، وسايل کمک آموزشي و شيوه ها و روشهاي مطالعه دانش آموزان و نقشي است که خانواده در اين زمينه دارد. (عابدي، 1356، ص 10)

 

صاحبنظران تعليم و تربيت بر اين عقيده اند که والدين با همکاري و کمک به معلمان در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان خود مي توانند بسيار مؤثر واقع شوند. اين مسئله بخصوص در دوره ابتدايي بسيار حائز اهميت است. خوشبختانه اکثر والدين بر اهميت راهنمايي تحصيلي واقفند و شايد وقت فراواني در اين زمينه صرف مي کنند واي نکته مهم اين است که تا چه حد وظيفه و مسئوليت را صحيح انجام مي دهند. زماني والدين مي توانند به نحو احسن از عهده اين وظيفه برآيند که بدانند چگونه بجاي کمک به دانش آموز ، مانع پيشرفت و باعث سستي و تنبلي او شوند والدين با شناخت بيشتر و آگاهي از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتر مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددی است که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( نظیر دیدگاه های حاکم برجامعه در خصوص تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و...) و عوامل خانوادگی  از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند.

هرچند نمی توان ازنقش تاثیرگذار هوش و استعداد تحصیلی و عوامل محیط اجتماعی غافل شد اما دراین مقاله به بررسی نقش خانواده درتحصیل فرزندان پرداخته ایم .

تعلیم و تربیت ومسائل مربوط به آموزش و پرورش فرزندان از اولویت ها ودل مشغولی های خانواده هائی است که فرزندانی در سنین مدرسه و حتی دانشگاه دارند. بی شک نقش خانواده در موفقیت تحصیلی فرزندان آن چنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست .

خانواده با آن جایگاه برجسته و ممتاز در نظام تعلیم و تربیت به دلایل متعددی می تواند تاثیری شگرف در فعالیت های آموزشی داشته باشد .که مختصرا به آن اشاره می شود.

اول اینکه نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده در پیرشفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود .

دومین نکته ای که باید به آن اشاره نمود نقش حمایتی خانواده است . خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده . سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد . ها ،فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد  .

دلیل سومی که از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان است .در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند.

ریشه بسیاری از افت تحصیلی ها در خانواده

متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری از افت تحصیلی ها و بی انگیزگی های دانش آموزان به تحصیل در درون خانواده ها است. چه بسیارند      دانش آموزانی که از انگیزه های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل ، درس و کتاب بی انگیزه کرده است. نگرش ها و بارو های غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته اند. برخی رفتارهای غلط و نا آگاهی های والدین، انگیزه این مهمترین و اصلی ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است. 

هنگامی که خانواده ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می شوند . وقتی در درون خانه نگرش هاو باور های غلطی درباره تحصیل و علم اموزی در ذهن فرزندان شکل می گیرد . وقتی حمایت خانواده ها از فرزندان در دوره های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است . وقتی محیط های خانوادگی بعضا به محیط های سرد و بی روح مبدل گشته اند و گاها والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه  به حد اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان بدرستی و در جهت مثبت پیش رود .

ارتباط با مدرسه راهکاری مناسب

ار آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند.

اصولا به دو دلیل مهم ارتباط بین مدرسه و خانه توصیه می شود. اول اینکه ارتباط بین این دو نهاد باعث ایجاد یک نوع هماهنگی درهدف ها، روش ها و انتظارات تربیتی و آموزشی بین خانه و مدرسه می شود. حسن این هماهنگی این خواهد بود که از بروز تضاد ها و دوگانگی ها و تعارض ها درامور تحصیلی وخصوصا تربیتی فرزندان که موجب بروزسرخوردگی ،دلزدگی وافسردگی در فرزندان می شودو نتیجه ای جز سردرگمی فرزندان ندارد.جلوگیری می شود.

ارتباط با مدرسه به این دلیل نیز که موجب می کردد تا والدین از وضعیت تحصیلی و نیاز ها ی فرزندانشان بهتر و بیشتر آگاه شوند و اطلاعاتی را بدست آورند که برای ارائه نقش تربیتی بهتر خانواده لازم و ضروری است توصیه می گردد. . برخی والدین به دلیل عدم آشنائی کافی با نیاز های واقعی ویژگی های سنی فرزندانشان در سنین مختلف و عدم اطلاع از وضعیت تحصیلی آنان   نمی توانند نقش های نظارتی و حمایتی خود را به طرز صحیحی اجرا نمایند و نه تنها موجب بروز افت تحصیلی در فرزندان خود می شوند بلکه روز به روز از فرزندان خود نیز به دلیل عدم شناخت کافی از آنان فاصله می گیرند..ارتباط مستمر با مدرسه و شرکت منظم در جلسات انجمن اولیاء و مربیان و شرکت در کلاس های آموزشی مناسب برای آشنائی با ویژگی ها و نیاز های فرزندان در دوره های سنی مختلف  راهکار مناسبی است برای تقویت بعد نظارتی و حمایتی خانواده ها در برابر فرزندان که امیدواریم مورد توجه خانواده ها قرار گیرد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 11:35  توسط فلفل |